وبلاگ جمع جور برای علاقه مندان به مطالب عمومی وب

  • خانه 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 

نکات مهم زنان موفق و ثروتمند

10 مرداد 1401 توسط netware netware

نکات مهم و تاثیر گذار در تبدیل شدن به زنان موفق
 

 ارتباطات تجاری خودتون رو تقویت کنی

 

ارتباطات خودتون رو گسترش بدین. سعی کنین با افرادی معاشرت کنین.که اونها هم خودشون با دستای خودشون از صفر به صد رسیدن..سعی کنین با کسایی باشین که مثبت اندیشن..یه محور دور خودتون درست کنین از آدم هایی که همگی ثروتمندن و خودشون موفق شدن..این باعث میشه شما هم در این خط بیاین و شما هم خودتون رو در رده ی اونا قرار بدین.  

خیلی از زنان با بودن در کنار کسایی که حسودیشون رو میکنن و حتی نمیتونن پیشرفت دوستشون رو ببین،.خودشون رو پایین میکشن. این کار خیلی غلطیه..چون این جور افراد نه تنها خودشون به هیچ جا نمیرسن بلکه باعث میشن شما هم عقب بیفتین.و به هیچ جا نرسین و نتونین یک زن موفق باشین.

از این دوستانتون و رفیقاتون دوری کنین..برای خودتون هم که شده با کسانی دوستی کنین که از هر لحاظی از شما بالاتر باشن و شما بتونین با اونها پیشرفت کنین.  

 

رها کردن شغل  
 

خیلی از زنان، حداقل به یک یا دو دلیل در زندگی، شغل خودشون رو رها می کنن،.خواه به دلایل شخصی (مرخصی زایمان، استرس) یا دلایل حرفه ای (یک رئیس سخت،.ارزیابی مجدد مسیر شغلی)

دلیل شما هر چی باشه، اگر تصمیم گرفتین که شغلتون رو رها کنین،.قبلش حتماً ارزیابی کنین و 5 تا “چرا” برای خودتون بیارین که چرا شغلتون رو میخاین رها کنین و یا عوض کنین. این کاریه که همه ی زنان موفق انجام میدن.

این کار هم دلیل محکمی بهتون میده تا شغلتون رو رها کنین و هیچ وقت باعث افسوس شما و حسرت خوردنتون نمیشه..همین 5 تا “چرایی” برای رها کردن شغل باعث اطمینان شما از تصمیمتون هم میشه.  

 

از گناه خداحافظی کنین 
 

چیزی که باعث میشه زنان به موفقیت نرسن همین احساس گناهیه که اونها دارن.و باعث میشه هر چقدر هم که میگذره این احساس قوی تر شه و مثل خوره به جون اونها بیفته.  

تعادل بین زندگی  کاری و زندگی شخصی سخته ولی نباید باعث ایجاد گناه در شما ب وجود بیاره..این احساس گناه فقط مانعیه که باعث میشه شما به اون چیزی که میخواین نرسین.  

خیلی از ماها برای رسیدن به موفقیت زحمات زیادی رو متحمل میشیم.و باید برای رسیدن به آرزو هامون قوی باشیم..همه ی ما زنان قدرتمندیم و می تونیم تعادل خوبی در زندگی شخصی و زندگی کاریمون ایجاد کنیم.و به توسعه فردی خویش کمک کنیم.اوایل ممکنه کمی دشوار باشه اما نشدنی نیست و به راحتی میشه این تعادل رو به وجود اورد. اونوقته که به خودتون به عنوان یه زن موفق افتخار می کنین!  

اگه همسرت با کار کردن در بیرون مخالفه، در منزل کار کن..خیلی ها در منزل با کار هایی مثل سئو کردن سایت های مختلف دارن پول در میارن..یا نوشتن محتوا و… خیلی کار ها و مشاغل هست.که در منزل به راحتی میشه انجام داد و درآمد ها بالایی به دست اورد.

خود من کسانی رو میشناسم که با دیدن آموزش سئو و رفتن در این رشته دارن.از منزل درآمد های زیادی رو به دست میارن. هر پروژه ای که برای سئو محول میشه حدود 2میلیون پول دریافت میکنین..و اگه در ماه 4 تا پروژه هم بگیرین کم کم 8 میلیون تومن درآمد دارین.  

پیشنهاد ما به شما : چگونه در ارز دیجیتال سرمایه گذاری کنیم

 

مثل زنان موفق ریسک کنین 
 

بازی با امنیت هرگز کسی رو به جایی نرسونده..زمانی که در زندگی، عشق و پول به وسط میاد،.گاهی اوقات یک کار کوچک ریسک پذیره و ما اون رو انجام نمیدیم..این به معنای قمار کردن همه چیز نیست، این به این معنیه که قبل از تصمیم گیری در مورد ارزش های زندگیتون،.این تصمیم رو از دید مثبت نگاه کنین..در طولانی مدت فرصت های کمتری برای از این رو به ائن رو شدن زندگیتون دارین.  

یک مربی داشته باشین 
 
شاید منبع خوبی داشته باشین تا باهاش مشورت کنین اما داشتن یه کوچ کنارتون باعث میشه شما راهنمایی های بهتری ازش دریافت کنین..کوچ باعث میشه سیر زندگی و پیشرفتتون رو پیدا کنین..کوچ شما رو تا اخر مسیر موفقیت همراهی میکنه و پیگیریتون میکنه تا شما هر چی بهتر و سریع تر از وضعیت الانتون به وضعیت مطلوبتون برسین.خوبه که بدنید شما باید قبل از هر کاری شناخت کافی روی اون موضوع داشته باشید و اون رو تحلیل بنیادی کنید. 

پیشنهاد ما به شما : بهترین زمان مطالعه

 

چی میخواین در این جهان باقی بذارین؟ 
 

چه نوع میراثی رو می خواید هنگام بازنشستگی داشته باشین؟.سؤال مهمیه که باید در نظر بگیرین چون که این نوع سؤال تمام و کمال از نظر مسیر شغلی و کسب و کار  شما رو هدایت میکنه..مطمئناً با حرکت در اهداف و آرزوهای خودتون می تونین تغییر کنین،.اما شناسایی و تجدید نظر مجدد اون اغلب یک مؤلفه اصلی برای رسیدن به موفقیت شماست. از همه ی اینا گذشته، کیه که نخواد نامش بعد از مرگش هم پا بر جا بمونه؟.همه دوست دارن این حس رو داشته باشن..این که بعد مرگ هم فراموش نشن و همیشه از اونها به خوبی یاد بشه.  

این حس خوب نیازمند داشتن کسیه که براش بجنگه..برای داشتن این حس خوب باید به موفقیت رسید و باید براش جنگید..می خوای بعد مرگت فراموس بشی؟ ابدا که این طور نیست!.هیچ کس دلش نمیخواد بعد از مرگ فراموش بشه..ما همه میخوایم در این دنیا کاری کرده باشیم و به عنوان یه زن موفق ازمون یاد کنن.  

فرزندان بهتری تربیت کنیم و اون ها رو انسان های موفقی به بار بیاریم..همه ی ما زنان میخوایم که کانون خانواده ی گرمی رو به وجود بیاریم که بتونیم خانواده ی موفقی داشته باشیم. این ها همگی نیازمند تلاش خودمونه..ما زنان موفق همگی دوست داریم که مستقل باشیم و از این طریق احساس آزادگی و سربلندی کنیم،.اعتماد به نفس داشته باشیم..اینها همه و همه بستگی به این داره که ما چجوری باید به اهدافمون برسیم.

 

 

 نظر دهید »

دو نکته طلایی برای مدیریت سرمایه در بورس

09 مرداد 1401 توسط netware netware

دو نکته طلایی برای مدیریت سرمایه در بورس
 

مجله سرمایه گذاری یا اینوستوپدیا، یکی از مجله‌های با سابقه و تخصصی بازار سرمایه در دنیاست. این مجله علاوه بر اینکه تحلیل‌های بی نقصی از بازار سرمایه ارائه میدهد، هر چند وقت یک‌بار نکته‌هایی را برای فعالان بازار سرمایه در مورد مدیریت سرمایه در بورس میگوید که بسیار کاربردیِ.

ضرر را بپذیرید، بازنده بودن را نه

اولین نکته‌ای که مجله سرمایه گذاری در مورد مدیریت سرمایه در بورس به ما یاد میدهد این است که هیچ تضمینی وجود ندارد که بازار بعد از یک روند نزولی، حتما روند صعودی طی کند و شما دوباره سود کنید و یا سر به سر بتونید از یه سهم خارج بشید.

پس نباید هیچ وقت به این فکر کنید که اگر توی ضرر هستید، با صبر کردن میتوانید از ضرر در بیاید و حداقل با یه سود کمی سهمتان را بفروشید. چرا؟ به این دلیل که شما در بازار سرمایه، قراره که بر روی فرصت‌ها سرمایه گذاری کنید و قرار نیست که با زمان و صبر کردن وارد یک معامله بشید.

چیزی که یک سرمایه گذار و تریدر را موفق میکند این هست که با توجه به اصول مدیریت سرمایه در بورس، بتواند از کوچک ترین فرصت‌ها، برای رسیدن به سودهای چند برابری استفاده کند. خیلی وقت‌ها میشود که یک فردی بدون تحلیل یک سهمی را میخرد. مثلا میرود سهم خساپا که خودروسازی سایپا هست را میخرد. باید بهترین جا برای سرمایه گذاری را یاد بگیرید.

و به این فکر میکنه که خب این سهم که هیچوقت ضرر ده نخواهد بود، چون که همیشه ماشین هاش رو داره میفروشه و یکی از پر بازده ترین شرکت‌های ایران محسوب میشه. اما یکهو مشابه اتفاقاتی که در مرداد سال 99 افتاد، سهام این شرکت بیش از سی درصد افت قیمت رو تجربه میکنه و اونوقت شما باید روزها این انتظار رو بکشید که قیمت سهم برگرده.

در حالی که اگر یک تحلیل درست داشتید و اصول مدیریت سرمایه را رعایت می کردید، میتوانستید خیلی راحت، منتظر فرصتی باشید که سهم در کف قیمتی قرار بگیرد و یک سود عالی ازش بدست بیارید. این مثال را برایتان زدم که اگر سهمی از هزار تومان بیاد 500 تومن، شما 50 درصد سرمایتان از دست دادید ولی برای اینکه دوباره از 500 بره هزار تومان، باید صد در صد سود کنید.

پس اگر دید درستی داشته باشید، میتوانید خیلی راحت، فرصت درست رو پیدا کنید و بجای انتظار برای سر به سر شدن قیمت، اون سود صد در صدی رو بگیرید. خب حالا اگر یک همچین اشتباهی را در مدیریت سرمایه در بورس مرتکب شدیم و رفتیم در ضرر باید چه کار کنیم؟

اینجا انتخاب با شماست. توصیه کارشناسان مجله سرمایه گذاری این هست که شما به جای صبر کردن برای اینکه یک روزی بازار برگرده، باید روی اصل حد ضرر تمرکز کنید و بپذیرید که شما ضرر کردید. اما اگر این پذیرش رو نداشته باشید و احساس کنید که اگر الان سهم تان را بفروشید، مایه شرمساریه براتون، مطمئن به جای یک کسی که در بازار بورس ضرر کرده، تبدیل میشید به کسی که به بازنده تبدیل شده پس باید در این زمینه مطالعه کنید بهترین زمان مطالعه همین حالاست.

پس ضرر را بپذیرید، ولی هیچ وقت بازنده نباشید. یک تریدر و کسی که تو بازار بورس فعالیت میکند، میداند که ضرر بخشی از بازار هست. پس به جای اینکه از ضرر خجالت بکشید یا احساس شرم کند یا دوباره به یک معامله هیجانی دست بزند، تلاش میکند که با بالا بردن علمش، چند برابر ضرری که کرده، از بازار سود بگیرد.

با هر منفی از بازار فرار نکنید

یکی از اشتباهاتی که اکثر تازه واردها در بازار سرمایه انجام میدهند این هست که با هر منفی، میخواهند از بازار فرار کنند. بگذارید یک مثال برایتان بزنم. فرض کنید که شما در یک بازار صعودی وارد بورس شدید و معاملاتتان را شروع کردید.

در روزهای اول هم سود خوبی گرفتید و اکثر سهام هایتان با بالای ده تا بیست درصد سود در بازار دارن معامله میشوند. اما یک روز بعد از چند روز سود دادن، بازار منفی میشود. یا اینکه شما یک سهمی را با تحلیل امروز خریدید و فردا منفی میشود و با دیدن یک منفی، احساس می‌کنید که اشتباه کردید که وارد بازار شدید و از بازار میاید بیرون.

خب بگذارید یک حساب سرانگشتی کنیم که اگر شما در هر هفته و هر روز دو تا معامله بزنید. در یک هفته تقریبا ده تا معامله میتوانید داشته باشید. اگر از این ده تا معامله، پنج تا از آنها فردا  منفی بشوند و شما از بازار بیاید بیرون، در واقع شما چیزی حدود بیست و پنج درصد سرمایه خودتان را دود هوا کردید.

پس نکته اینجاست که قرار نیست ما با نوسانات کوتاه مدت و یا اتفاقاتی که در لحظه میفتد، مثل یک خبر بد، بخواهیم نسبت به سرمایه گذاری خودمان واکنش نشان بدهیم. اینکه ما یک میلیون سرمایه گذاری کرده باشیم و به پنجاه هزار تومان بالا و پایین قیمت واکنش نشان بدهیم و پولمان را از بازار بکشیم بیرون، خلاف اصول مدیریت سرمایه در بازار بورس هست.

خب باید چکار کنیم؟ بهترین راه این هست که به استراتژی خودمان پایبند باشیم. یک وقت‌هایی هست  که ما را یک سهام به دید بلند مدت سرمایه گذاری کردیم و اون سهام در بازه‌ای از سال، اوضاع خوبی ندارد و یک مقدار قیمتش افت میکند، اما ما میدونیم که با توجه به طرح‌هایی که دارد و با توجه به قیمتی که الان داره، سهم مناسبی برای سرمایه گذاری هست، پس قانون مدیریت سرمایه در بورس به ما میگوید که به استراتژی توسعه فردی وفادار باشیم و سرمایمان را به بازی نگیریم.

 

 نظر دهید »

چند نکته اصول مدیریت سرمایه در بازار بورس

09 مرداد 1401 توسط netware netware

اصول مدیریت سرمایه در بازار بورس
 

از چند صنعت خرید کنید


یکی از نکته‌هایی که خیلی از افراد به آن  توجه نمی کنند و خیلی از تازه واردها از آن ضرر میکنند، این هست که از گروه‌های مختلف خرید نمیکنند. ما در بازار بورس، صنعت‌های مختلفی داریم که به آنها  میگوییم گروه سهام. مثلا وقتی میخواهیم در مورد صنعت خودرو صحبت کنیم، میگوییم گروه خودرویی.

خب برای خرید سهم، با توجه به اینکه شما سبد قراره بچینید، بهتر است که از گروه‌های مختلف خرید کنید. مدیریت سرمایه در بورس به شما میگوید که اگر یک خودرویی در سبد سرمایه گذاری خودتان دارید، بعدی را از یک گروه دیگر خرید کنید. مثلا بروید سراغ گروه غذایی.

این کار باعث میشود که شما جریان بازار را در دستتان بگیرید. مثالش را قبلا زدم. مثلا اگر خودرویی‌ها سود ده بودند و بانکی‌ها در همان زمان، درجا زدن یا ریختن، شما نگران سرمایتان نیستید، چون مدیریت سرمایه کردید و همزمان هم دارید سود میکنید و هم از بازار جا نموندید. و ضررتان داره با سودتان حداقل یِر به یِر میشود.

 

حد سود و زیان تعیین کنید

طمع کردن و حریص بودن در بازار بورس، تضمین کننده ضرر کردن شماست. این را همین جا راحت به شما بگویم که کسی در بازار‌های مالی بخصوص بورس موفق می باشد، که برای خودش یک حد و حدودی از سود و ضرر را تعیین کند.

وقتی که ما یک سهمی را با دانش میخریم. یعنی یاد میگیریم که تحلیل تکنیکال انجام بدهیم روی سهم. یاد میگیریم که تحلیل بنیادی روی سهم داشته باشیم و بعد میخریم، آن زمان هست که ما به هدف‌های سهم آگاه هستیم. یعنی برای آن یک هدف سود تعیین می‌کنیم.

این میشود حد سود ما. ما برای هر سهمی که به آن ورود می‌کنیم، باید یک حد سود تعیین کنیم. این حد سود، خیال ما را راحت میکند که اگر سهم ما به اون قیمت مد نظر ما رسید، ما دیگر میفروشیم و یا سیو سود میکنیم. اما اشتباهی که خیلی از افراد میکنند این هست که به حد سود پایبند نیستند و بتوانیم ک را رعایت کنیم .

در واقع طمع میکنند و وقتی تارگت سودشان زده میشود، با خودشان میگویند که حالا بازم صبر میکنم و سود می‌کنم. در حالی که این اشتباه است. چرا؟ چون شما دارید بر خلاف قانون مدیریت سرمایه در بازار بورس عمل می‌کنید و این باعث میشه که از سودتون کم  بشود یا حتی ضرر کنید.

اما یک اصطلاح دیگه هم داریم که به آن میگوییم حد ضرر. اگر مقاله تحلیل تکنیکال را دنبال کرده باشید، به شما گفتم که هر حمایتی که از دست برود، میشه مقاومت و سهم تا حمایت بعدی ریزش میکند. اگر شما حمایت سهم تان از دست رفت، جایی هست  که باید به یک استراتژی درست مدیریت سرمایه فکر کنید و آموزش مدیریت سرمایه را ببینید.

چطوری؟ وقتی که یک سهم را میخرید، باید به این نکته توجه کنید که این سهم حمایتش دقیقا کجاست؟ اگر روی حمایت خریدید، باید به این فکر کنید که چند درصد ضرر باعث میشه که شما دست از این معامله بکشید؟ این میشه حد ضرر.

مثال : وقتی که شما وارد یک سهم میشید، همونطوری که یک حد سود تعیین می‌کنید، یک حد ضرر هم باید بزارید. مثلا با خودتان میگویید که من روی 90 درصد سود میفروشم، اما رو بیست درصد ضرر سهم رو ردش میکنم و میرم یه سهم دیگه میخرم.

به حد ضررتان باید خیلی پایبند باشید، چون ماندن در یک سهمی که دارد وارد روند نزولی میشود و پایبند نبودن به حد ضرر باعث میشود که شما دچار ضرر بیشتر بشوید. ولی اگر به حد ضرر پایبند بودید، میتوانید یک سهم بهتر پیدا کنید و برید یک سود بهتر در یک نماد دیگه داشته باشید.

ریسک به ریوارد


قانون بعدی در مدیریت سرمایه در بورس، مدیریت ریسک به ریوارده. ما وقتی وارد یه سهم میشیم، باید به این توجه کنیم که نسبت سود به ضرری که ممکن هست در آن سهم داشته باشیم، 3 به 1 باشد. یعنی چی؟

یعنی ما زمانی یک معامله باز می‌کنیم و یک نماد را خریداری می‌کنیم، که بدونیم میزان سودی که به ما میدهد سه برابر ضرری هست که ما ممکن هست در سهم بدست بیاوریم. یعنی حد سود ما سه برابرِ حد ضرر ماست. بزارید یک مثال برایتان بزنم.

فرض کنید که شما یک نماد از خودرویی‌ها انتخاب می‌کنید که قیمتش 100 تومن می باشد. اگر تحلیل تان به شما گفت که این نماد سی درصد رشد میکند، یعنی حد سود شما میشود سی درصد و ممکن هست که نهایت ده درصد ریزش کند، یعنی حد ضرر شما بشود ده درصد، اونجا جایی هست که شما باید برید مطمئن سهم را بخرید.

پس ریسک به ریوارد، یا میزان ریسک به سودی که دریافت می‌کنید را هم در اولویت بزارید. این مسئله میتواند معامله‌های شما رو خیلی موفق‌تر کند. چون اگر شما سه تا معامله این شکلی باز کنید. اگر دوتا از آنها تبدیل به ضرر بشود. شما سر جمع 20 درصد ضرر کردید. ولی اون نمادی که به سود تبدیل میشود، 30 درصد به شما سود داده و شما هنوز ده درصد جلو هستید.

این را میتوانم بگویم که احتمال اینکه هر سه تاش منفی بشود، دیگه خیلی پایین هست یا خیلی باید فرد بد شانس باشد یا اینکه تحلیل بلد نباشد که سه تا تحلیلش و سه تا سهمی که خریده است هر سه تا به حد ضرر رسیده باشد. البته لایف استایل هر فرد در زمینه بورس متفاوت می باشد.

 

 نظر دهید »

معرفی کسب و کار جدید پر سود در حوزه ی پوشاک

05 مرداد 1401 توسط netware netware

معرفی کسب و کار جدید پر سود در حوزه ی پوشاک

لباس کودک
 

تا همین چند سال پیش ، اکثر لباس های کودکی که در ایران فروخته می شدند ، لباس های وارداتی ای بودند که از چین و سایر کشورها به ایران می آمدند و تن بچه ها می شدند . اما امروزه دیگر این طور نیست . امروزه ما کارگاه های تولیدی لباس کودک داریم و چند سالی هم هست که این کار تبدیل به یکی از همان کسب و کارهای تولیدی سود آور شده است و بسیار طرفدار دارد.

طراحی و تولید لباس کودک ، آن هم متناسب با سلیقه ی خانواده های ایرانی ، می تواند شما را تبدیل به یک برند مشهور در این حوزه کند . اما باید به چند نکته فکر کنید و آن نکات را حتما رعایت کنید . یک اینکه نیازها را شناسایی کنید . چرا می گوییم نیازها رو بشناسید؟ چون اکثر کارگاه های تولیدی لباس کودک ، تنها مشغول تولید لباس های منزل و راحتی کودکان هستند .

اما طبیعتا یک کودک همیشه در منزل نیست و اتفاقا اکثر اوقات در حال بازی در کوچه و مهد کودک و باشگاه و سایر مکان هاست . پس شما باید یک سری از لباس های ورزشی و بازی کودکان نیز تولید کنید .

یا از این ایده ، پولساز تر این هست که به تولید لباس های مجلسی کودکان مشغول شوید . این نوع نگاه متفاوت می تواند شما را به یک کسب و کارگاه تولیدی پردرآمد جدید پر سود برساند. یک نکته ی دیگر هم از تیم آموزشی ماهان تیموری داشته باشید و آن شناخت فرصت هاست . تولید لباس کودک ، نه تنها بازار داخلی را برای شما تامین می کند ، بلکه می تواند بازارهای کشور های همسایه را هم از آن شما کند و جزئی از ثروتمندان شوید . پس به رویاهای بزرگ تر فکر کنید.

 

اکسسوری های مدرن
 

واژه ی اکسسوری ، شاید برای شما غریبه باشد . اما اکسسوری ها همان لوازم جانبی دنیای مد و فشن هستند . لوازمی مثل ساعت ، پیکسل ، دست بند و … که باعث می شوند لباس ها زیباتر دیده شوند و خودشان بخشی از دنیای مد و فشن هستند . اما نکته اینجاست که خیلی ها فکر می کنند : ” هرگز نمی شوند در این حوزه کسب و کار جدید پر سود راه انداخت ، چون که برند های معتبری در این حوزه هستند. ” .

اما ما به شما می گوییم که : ” اگر ایده ی درست را به همراه تفکر مدرن ، ترکیب کنید ، درآمدی بیشتر از هر کدام از برندها و کارهای تولیدی سودآور اکسسوری خواهید داشت. ”  . چطور؟ بخش عظیمی از اکسسوری هایی که مردم خریداری می کنند ، از طرح های کلاسیکه برندهاست و تقریبا تنوع کمی دارند و این روزها دیگر تقریبا تکراری به نظر می رسند .

اما فرض کنید که شما یک پیکسل جدید با طرحی از یک سریال خارجی که بین مردم طرفدار بسیار دارد ، تولید کنید . یا ساعتی را تولید کنید که بر اساس المان های یک شخصیت معروف خارجی طراح شده است و یا در دست یکی از بازیگران مطرح وجود دارد . مطمئن باشید که اگر طراحی درستی را در این زمینه داشته باشید ، می توانید فروش خوبی به دست بیاورید و کسب و کار جدید راه اندازی کنید.

اگر دنبال ایده ای برای طراحی هستید ، باید بگوییم که تا به امروز ساعتی دیده نشده است که بند آن از چرم باشد و روی آن اشعار بزرگانی چون سعدی و فردوسی ، خوشنویسی شده باشد . یا دستبندی وجود ندارد که در سنگ های آن ، به صورت بسیار ریز ، عکس یک عروس و داماد ، باشد و تاریخ عقدشان هم در آن دست بند ذکر شده باشد . جذاب نیستند ؟ پس فقط کافیست کمی دیدتان رو عوض کنید و به دنبال طرح های جدید بروید می نوانید از مشاوره کسب و کار کمک بگیرید.

 

 نظر دهید »

تفاوت مشاور و بیزینس کوج در چیست؟

05 مرداد 1401 توسط netware netware

مشاور کسب و کار چیست و چه کمکی به بیزینس ما میکند؟
 

اولین قدم برای هر مشاور تجاری مرحله کشف است ، جایی که هدف یادگیری تجارت مشتری است. یک مشاور خوب وقت می گذارد تا آنجا که ممکن است از مالک و کارمندان کسب و کار بیاموزد. به عبارتی او سعی می‌کند که از هر کسی که می‌بیند اطلاعات کسب کند و از زبان آنها هم به کسب ‌و کار نگاه کند. او از این طریق خواهد توانست که دیدگاه جامع تری راجع به کسب ‌و کار شما پیدا کند. در طی این روند ، مشاور جزئیات مأموریت یک شرکت و اینکه چه عملیاتی انجام می شود را کشف خواهد کرد.

هنگامی که مشاور به درک عمیقی از شرکت رسید تازه وا رد مرحله ارزیابی می شود. او در این مرحله بررسی می‌کند که کدام قسمت از قسمت های شرکت به تغییر نیاز دارند و چرا باید این تغییر در آنها به وجود بییاید و آنها از چه طریقی خواهند توانست که این تغییر را در سازمان ها ایجاد کنند. همچنین مشاور در این بررسی ها سعی می‌کند که نقاط قوت و ضعف شرکت را پیدا کند و همچنین بررسی کند که از چه طریق می توان این نقط قوت را تقویت کرده و و رفته رفته این نقاط ضعف را کاهش دهد و به کم‌ترین میزان خود برساند. او بررسی می‌کند که این مشکلات به دلیل مدیریت ضعیف است یا به علت اینکه کارها به خوبی انجام نمی‌شوند و باید که سازوکار اصلاح شود. یک مشاور بازرگانی همچنین باید فرصت های رشد تجارت ، افزایش سود و افزایش کارایی را شناسایی کند.

همانطور که گفتیم یک مدیر باید تلاش کند که علاوه بر اینکه مشکلات و ایرادات کسب ‌و کار را پیدا می‌کند برای آنها راهکار هم بدهد و از این قضیه برای رشد سازمان و کسب ‌و کار استفاده کند. برای مثال شما شرکتی را تصور کنید که بخش منابع انسانی خوبی دارد و درصد بالایی از کارمدان رضایت دارند ولی کارمندان بخش فروش از مدیر خودشان ناراضی اند. اگر شما بلافاصله مدیر فروش خودتان را حذف کنید بلکه مشاورتان تلاش می‌کند که دریابد دلیل این  ناراضایتی چیست و چرا ؟

انتقاد سازنده
 

برای یک صاحب مشاغل مهم است که در این مرحله از مشاوره، مشاور کسب و کار به عنوان انتقاد سازنده استفاده کند. مالک نباید این انتقاد را شخصاً بپذیرد ، زیرا مشاور بازرگانی عینیت و دیدگاه تازه ای را به ارمغان می آورد. مالک ممکن است شخصاً به تجارت نزدیک باشد ، که می تواند مانعی برای تغییر و رشد مثبت باشد. شما به عنوان مدیر باید بازخورد داشته باشید و نظرات خود را به مشاور بازرگانی ارائه دهد ، صاحب مشاغل باید آنها را در نظر گرفته و در صورت لزوم برنامه ها را اصلاح کند.

هنگامی که مالک و مشاور در مورد یک برنامه به توافق رسیدند ، مشاور باید وارد مرحله سوم مشاوره شود. این مرحله بازسازی یا اجرای طرح است. در این مرحله ، مشاور تمام تلاش خودش را می کند که طرح را به بهترین شکل ممکن اجرایی کند.

 

بیزینس کوچینگ چه تفاوتی با مشاور کسب وکار دارد
 

یک بیزنس کوچ ابتدا بیزنس شما را از سه قسمت مورد بررسی قرار می‌دهد. قبل از اینکه بخواهیم این سه مرحله را به شما توضیح دهیم بهتر است که در ابتدا درباره ذهنیت یک کوچ کمی با هم دیگر صحبت کنیم. یک کوچ اعتقاد دارد که شما بهتر از هر کسی درباره بیزنس خودتان می‌دانید و بهتر از هرکسی می‌توانید خودتان و کسب‌وکارتان را مدیریت کنید. به همین دلیل است که کوچ شما را همراهی می‌کند و به شما نمی‌گوید چه کاری انجام دهید و چه کاری را انجام ندهید بلکه مانند چراغ قوه مسیر را برای شما روشن و شفاف تر می کند و کمک می‌کند که خودتان را از اقیانوس ذهنتان بیرون بکشید و با خیال راحت به حل مسائل خودتان  و راه اندازی کسب و کارتان بپردازید.

اولین موردی که کوچ برای شما شفاف می‌کند این است که شما در چه جایگاهی قرار دارید. چه منابعی در اختیار دارید که می‌توانید از طریق آنها به اهدفی که برای خودتان مشخص کرده‌اید برسید، چه کارمندانی دارید که می‌توانید روی آنها حساب کنید و برای رسیدن به خواسته هایتان از آنها کمک بگیرید. وقتی که از شرایط کاری خسته‌اید با چه کاری حال خودتان را خوب می‌کنید و  چه عواملی به شما انگیزه می‌دهند که راهتان را ادامه دهید، ارزش‌های شما و ارزش‌های سازمان شما چیست و چقدر به آنها وفادار هستید.

یکی دیگر از مواردی که کوچ سعی می‌کند آن را برای شما شفاف کند این است که شما دقیقا دوست دارید و می خواهید که به چه جایگاهی برسید و انتظاراتان از خودتان چیست و وقتی که کسب‌وکارتان به چه نقطه ‌ای برسد احساس آرامش بیشتری خواهید داشت و در آن شرایط به خودتان افتخار می‌کنید؟

این مرحله یکی از مهم ترین مراحلی است که در جلسات کوچینگ بررسی می‌شود و به رشد توسعه فردی شما هم کمک می کند. چون یک کشتی که مقصد مشخصی ندارد هر بادی که بوزد از جهت مخالف است و شما را بیشتر در اقیانوس سردرگم خواهد کرد. پس باید وضعیت مطلوبی که سازمانتان به آن برسد به طور کامل برای خودتان شفاف باشد و گاهی اوقات هم برای سایر کارمندان هم شفاف باشد. برای مثال پروژه بیانیه ماموریت آبی که یک برنامه بازاریابی محتوایی بود که توسط جاناتان میلدنهال حدود ۱۰ سال قبل برای محتواهای تولید شده و تبلیغات برند کوکاکولا در سال ۲۰۲۰ تهیه شد. این بیانیه شامل دو محتوای ویدیویی ۱۷ دقیقه‌ای بود که بطور کامل اهداف شرکت در این حوزه را نشان داده بود.

 

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • ...
  • 23
  • ...
  • 24
  • 25
  • 26
  • ...
  • 27
  • ...
  • 28
  • 29
  • 30
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

وبلاگ جمع جور برای علاقه مندان به مطالب عمومی وب

جستجو

موضوعات

  • همه
  • Epilepsy
  • Rubella
  • psoriasis
  • ئاوسانی خوێنھێنەرەکان
  • بدون موضوع
  • راه‌اندازی کافی‌شاپ
  • هیمۆفیلیا

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • نەشتەرگەری
  • دوکتۆر گیان
  • زانیاری پزیشکی
  • دوکتۆر گیان
  • فروشگاه اینترنتی الگانسیت
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس